پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
259
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
كه همشأن اين سفير هستند ، معمولا ضمن يك ضيافت با حضور مهمانان ديگر در قصر شاهى انجام مىگيرد . سفير اسپانيا تا آن موقع سه مرتبه به حضور شاه رسيده بود : يكى بعد از تاريخ ورود ؛ و مرتبهء دوم در ميدان و سوار بر اسب ، موقعى كه يوسفخان هداياى خود را عرضه مىكرد ؛ و بالأخره مرتبهء سوم روزى كه نمىدانم براى ديدن چه كسى مىرفت و ناگهان در شهر مواجه با شاه شده و شاه او را به باغى دعوت كرده بود و مدتها با او شراب نوشيده و صحبت كرده بود . در آن جلسه ديگران نيز حضور داشتند و شاه بلافاصله كسى به سراغ خليفهء كرملىهاى برهنهپا فرستاده و دستور داده بود ترجمهء زبور داود را نيز با خود بياورد . خليفه نيز بلافاصله آمده و علاوه بر ترجمهء زبور داود ، نسخهاى از عهد جديد را نيز كه به زبان عربى چاپ شده بود با خود آورده بود تا نحوهء چاپ آن را به اطلاع شاه ، كه خيلى به اين چيزها علاقهمند است و مىخواهد در ايران چاپخانهاى با حروف فارسى و عربى به وجود آورد ، نشان بدهد . شاه پدر مقدس را مأمور كرده است كه چاپخانهاى با اين مشخصات از رم برايش تهيه كند و البته اين اقدام را با اهميت زياد بايد تلقى كرد ؛ زيرا به اين ترتيب ما موفق خواهيم شد خيلى از كتابهاى مذهبى خود را در ايران منتشر كنيم و روحانيان مسيحى خواهند توانست با امكانات بيشترى به روشن شدن فكر و روح مردم اين سامان كمك كنند . ايرانيان آدمهاى بسيار كنجكاوى هستند و عدهء زيادى از آنان به فلسفه و علوم ديگر نيز آشنايى دارند و بدين طريق ، كتابهاى ما را با كمال ميل خواهند خواند و حتى اكنون نيز آنان بر خلاف تركها ، كه با سماجت از شنيدن هر مطلبى امتناع مىكنند ، با كمال ميل دربارهء مسائل دينى به صحبت مىپردازند و مايلند از مذهب ما اطلاعاتى به دست آورند . البته كتاب از صحبت خيلى مؤثرتر است و من بهطور مسلم مىدانم كه اثر گفتههاى خداوند به هدر نخواهد رفت و تعليمات مذهبى ما به زودى به ثمر خواهد رسيد . بايد بگويم كه شاه به زبور داود و ساير فصول كتاب مقدس عيسويان ، كه مورد تأييد كتاب مقدس مسلمانان نيز هست ، احترام زياد مىگذارد و هر بار اين كتابها را مىبوسد و بر سر خود مىگذارد و دستور داده آنها را جزو اشياى مورد علاقهاش بگذارند و گفته است هر كس به اين كتاب احترام نگذارد ، كافر است . شاه بعد از ورود پدر مقدس ، مباحث روحانى و فلسفى را پيش كشيد و بهخصوص از مرگ و بىارزشى دنيا صحبت كرد . بعدا پدر مقدس براى من تعريف كرد كه شاه در موقع اين مذاكرات به